مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه و غم جانسوز لبنان و غزه
سلام ای مـاه پنـهـان از نظـرها سلام ای با خـبـر از بیخـبـرها سـلام ای قـبـلـۀ چـشم انتظاران قــرار خــاطـر مـا بـی قــراران سلام ای غـائب حاضرتر از ما بفـرمـا امر کن جـانا، سر از ما کـجا آید کـسی انـسـانتـر از تو کجـا دریـاتـر و بـارانتـر از تو تویی خورشید و ما محتاج نوریم تو نزدیکی به ما، ما از تو دوریم دلـی داریـم سـرشـار از ولایـت دلـی داریــم مـشـتــاق شــهـادت سراپا شوق و پا تا سر حضوریم یکـایک در بـزنـگـاه ظـهـوریـم اگـر در ســیــنـۀ خـود آه داریـم غــمـی از داغ نـصــرالله داریـم غـمی از جـنس داغ حاج قـاسـم که ما را سمت لبنان کرده عازم یـکـا یـک نـعـرۀ آتـشـفـشــانــیـم بـه فـکـر انـتــقـام کــودکــانــیـم فـغـان از نــالـۀ هـر روز غــزّه غـم لـبـنـان، غـم جانـسوز غـزّه اگر هر صبح و شب الغوث خواندیم مـقـاوم مثل سـرو و کـوه ماندیم دعـا کـن مـرد مـیـدان تو باشـیم دعـا کـن از شـهـیـدان تو باشـیم همه سـربـازهـایت رو سـفـیـدند شـهـیدند و شـهـیدند و شـهـیـدند صدای غـربـتت در چـاه پـیچـید صـدای أیـن نـصـرالله پـیـچــیـد صــدای آیـــۀ قـــرآن مــیآیـــد صـدا از جـانـب لـبـنـان مـیآیـد در آتش سوخت باغ تین و زیتون چه خونهایی چکید از تیغ صهیون فلـسطین غربت امروز دنیاست فـلسطین آتش جانـسوز دنیـاست چه فرقی میکـند در این قـضیّه اگـر ســنــوار بـاشـد یـا هـنــیـّه شهـیدی بین خـون غـلـطـیـد اما شهـیـد دیگـری برخـاست از جا شهادت هرچه اینجا حجله آراست پس از اکبر، علی اصغر به پا خاست سـراپـا اهل سـوز و اهل دردیـم کمک کن تا از این ره بر نگردیم در این غم خسته اما سرفـرازیم بـفـرما خـیـبـری دیگـر بـسازیم بـفـرما یا عـلـی بـر لـب بـیـائـیم برای کـشـتـن مـرحـب بـیـائـیـم بـفـرمـا تا به پـا داریـم زین پس نـمـاز جـمـعـه در بـیت المقـدس به زودی در صفوف سخت و محکم نـمـاز نـصـر میخـوانـیـم با هم یهـود آورد اگر سنگـرشکـن را ببـیـنـد قـدرت خـیـبـر شـکـن را به جوش آمد اگر خون در رگ ما نـمیمـانـد اثـر از خـاک حـیـفـا نـدوزد چـشم بـر ایـران، تلاویو که یکسر میشود ویران تلاویو اگر ایـران سـرود فـتـح خـوانَـد از اسـرائـیـل اثـر دیگـر نـمـانَـد پـشـیزی نیست پـیـش قـدرت ما بـمـیـرد در خودش از هـیبت ما چه باک از شب که ما مصباح داریم بـرای فـتـح، مــا فــتــاح داریـم جهان لبریز از ایمان شیعه است کلید نصر در دستان شیعه است نـگـاه ما به سـمت آفـتـاب است جهـان آمـادۀ یک انـقـلاب است خوشا در جبهه عـاشق بودن ما خوشا در وعده صادق بودن ما خوشا بتهای صهیون را شکستن خوشا در مسجد الاقصی نشستن خـوشا هـمـراه نـصـرالله رفـتـن خـوشا با حاج قـاسـم راه رفـتـن یـمـن با پـرچـم سـرخ شـهـیـدان به پا خیزد، از این سو نیز ایران خوشا وقتی که میآیی تو از راه به سوی کعبه خواهی رفت ناگاه ز بدر و خـیبر و خندق بخوانی خودت تفسیر جاء الحق بخوانی |